بسم الله الرّحمن الرّحيم
در ابتدا اقرار ميکنمکهنوشتناينمقاله کميبرايم سخت استزيرا نوعياقرار به گناه است . البته من هميشه سعي ميکنم دروغ نگويم و البته فقط سعي ميکنم همين و به نظر من هر مردي که اينجا است، حضورش به اين دليل مي باشدکه ميخواهد يک مسئله مشترک بين هـمـه مـردان را مورد مطالعه قرار دهد: عشق دروغگويي آنها. احتمـالا مـرداني که اينجا و براي خواندن اينمقاله آمده اند به دنبال چيزي مي گـردنـد کـه تـفريحات مـورد عـلاقه اشـان را توسط آن اعتبار ببخشند. اعتبار بـه معناي آن است که عذر و بهانه اي براي تدام عملشان بدست آورند.
دست تو رو شده برام...
وقتي صحبت از دروغگويي مي کنيم، لزوما منظور دروغ گفتن به زنهاي ديگر نميباشــد. مـردان در روز روشـن بـا کـمـال خونسردي و مصونيت در مورد خيلي از مسائل به يکديگر دروغ ميگويند.
اجازه دهيد اين فـرضيـه را بـشکافم. مـردها عاشق دروغگويي هستند، اما کاملا از اين امر ناخوشنود ميباشند. زنـها بندرت دروغ ميگويند، اما وقتي مي گويند آن قـدر داستان خوبي خواهد بود که مي توان آنرا اساس يک سريال تلويزيوني 100 قسمتي قرار داد.
مرداني که خود را درگير روابط عاشقانه ميکنند، مجبورنـد دروغ بـگوينـد. و علت آن اين است که زنها مـردهـا را وادار به دروغگويي ميـکنند. يـک زن جذاب در حال رد شدن از عـرض خيابان است، به نفع يک مرد است که بگويد او زشت و بد قواره ميـباشد، در غيـر اين صـورت ممکن است با ضـربات سـهمگين کيـف دستي همسرش بر سر خود مواجه مي گردد.
همسر شما داراي کمي اضافه وزن شـده، بـهتر است بگوييد او در بهترين شکل زندگي خود قرار دارد، والا چـنـد هـفـتـه آتي زندگي شما همانند گم شدن در کوير لوت هيجان انگيز خواهد شد.
اما گذشته از اشتباهاتي که زنـها مرتکب ميشوند، مردها هميشه مجبور به دروغگويي نيستند.ولي با اينحال آنها اينکار را همانند نفس کشيدن بصورت غريزي انجام ميدهند. دروغ همانند يک مسلسل درنده خو از دهان مردان به بيرون شليک ميشود ، به نظرمن دروغ توي خون آقايان است .
اين دروغها اغلب نوک زبانشان است، آماده براي هر موقعيتي، و اغلب پر از حفره هايي مي باشد که با آن مي توانند پنير تبريزي را شبيه يک سد آبي بسازند.
... قصه ها تو بلد شدم
يک مورد ظريف: همسر يکي از دوسـتـان مـن زود تر از موقع معمول به خـانه برگشت که به اصطلاح مچ شوهرش را بگيرد و مشاهده کردکه لباس زير شوهرش روي زمين افتاده و خود او نيز در حال استحمام ميـباشد. قبل از ايـنکه حتي او فرصت سؤال در مورد آنچه که اتفاق افتاده است را داشته باشد، دوست من براي نجات از متـهم شدن به آنچه که هرگز اتفاق نيفتاده و صرفا تصور همسرش بوده، به سـرعت برق داستاني سرهم بندي نموده و به زبان آورد.
" ميدوني راستشو بـخواي داشـتـم چرت ميزدم، خوابي ديدم که وقتي بيدار شدم لازم بود دوش بگيرم..."
صحيح.
گذشته از داستان دروغين و مـنزجر کنـنده اي که تعريف کرده، چرا لباس زيرش را همين طور روي زمين رها کرده بود؟
تنبلي؟ احتمالا -- مردان عموما موجودات تنبلي هســتند. ممکـن اسـت کـه بـهرحـال او دروغ گويي و داستان سرايي را راحتر از بلند شدن از روي مبــل و بــرداشـتـن لـباسها و انداختن آنها در سبد تشخيص داده باشد.
دروغ نگفتن ساده است چون تنها کاري که بايد انـجـام دهـيـد اين است که با خويشتن دروني خود با صميميت آشنا گرديد.
همه تقصيرات بـگردن مـردهـا نـيست. آنـها از هـمان لحظه تولـد بـا دروغ بزرگ شده اند. وقتي که متاسفانه مي بـينند والـديـن خـود بـه عنـاوين مخــتلف ( همانند سن، شغل، درآمد، ... ) دروغ ميگويند، آنها نيز به طبع دروغگو ميشوند.
دروغگويي براي امرار معاش
آيا اين تصادفي است که مردها اکثر شغلهايي که با دروغ سر و کار دارند را تصاحب کرده اند؟
همگي مردها دروغگو نيستند (باور نکنيد )، البته که نه. اما تجربه نشان داده کـه ( 99 درصـد زنها در ايـن مورد از من طرفداري مي کنـند ) تنها مردهايي دروغ نميگويند که يا پايبند به اصـول مذهبي بوده و يا زبانشان از دهانشان بيرون کشيده شده باشد.
اکنون اجازه دهيد سکه را برگردانيم. مردها اغلب دروغ مي گـويـنـد، امـا اغـلب اوقات آن دروغها بي ضـرر بوده و بـيـشتر از هـر چـيز بـراي نگهداري و حفظ ضمير و نفسشان بيان ميگردند. زنها از بيان دروغ انگيزه هاي ديگري دارند.
دروغهاي جزئي زنانه
زنها از دروغ گفتن متنفرند. اما برخلاف مردها، وقتي مجبور به دروغگويي مي شـونـد با مـهـارت و دقـت بـسيار داسـتـانهـاي پـر از فراز و نشيب تعريف کرده و با ظـرافـتـي خـاص مسئله را طوري مي پيچانند که خودشان هم از اين کار خود متعجب ميگردند.
اگـر مـردها کمي زيرک تر بودند، هنگامي که يک زن دروغ مي گفت، متوجه مي شـدنـد. حال ميخواهم شما را برخـي از نـشانه هايي که زنها هنگام دروغگويي از خود بروز مي دهند آشنا کنم. ( تذکر: حتما بخوانيد، وقت آموزش فرا رسيده! )
نشانه شماره 1
تماس تلفني غير ضروري
بطور غير منتظره با شما تماس گرفته و اطلاعات بسياري را در مـورد ايـن کـه الان شـما کجا هستيد و براي ادامه روز چه برنامه اي داريد، جويا مي شود.
آيا او مشکوک بنظر خواهد رسيد؟
نه واقعا، همسر شـما روي همه پاسخهايش توسط کاري که فردا بر سرتان خواهد آورد، ماله خواهد کشيد.
در واقع سعي در انجام چه کاري دارد؟
او تلاش ميـکند که بـسنجد چـه اندازه عذر و بهانه نياز دارد و اينکه درطـول روز کجا بوديد تـا شـما را از بـلوف زدن در آينده در مورد دانستن اينکه خودش در طول روز کجا بوده بـاز دارد.
نشانه شماره 2
دگرگوني و تغيير ناگهاني
او کاري غير متعارف انجام داده و هنگاميکه شما علت آن را جويا مي شـويد، موضـوع را عوض کرده و بحث اعتماد را پيش ميکشد و احتمالا ميگويد مگر تو بهمن اعتماد نداري و اينکه شما حق سؤال کردن از او را نداريـد.
در واقع سعي در انجام چه کاري دارد؟
به بيان ساده، او مي خـواهد مــوضوعي که اغلب مردان از آن نگران و بيمناک هستند را مطرح کند؛ گفتگو در مورد "احساسات". براي از بين بردن شک و شبه هيچ روشي بهتر از آن نيست که با يک مرد در مورد اعتماد يا عدم اعتمادبه همسر سر يک ميز وارد صحبت و گفتگو شد.
نتيجه نهايي؟
مرد ديگر سؤالي نخواهد کرد، زن نيز باخيال راحت براي پختن نهار براي مادرش به خانه او خواهد رفت.
نشانه شماره 3
ميزان مهرباني بسيار بالا است
چيزي شک برانگيز تر از اين است که او به يـکـبـاره شروع به ابراز علاقه شديد و بوسيدن شما ميکند؟
چه خبر شده است؟
آغاز يک سرپوش گذاري روي خطايي بزرگ که شبيه ترور جان اف کندي و يا گم کردن سرويس طلا مي باشد.
مرتکب چه اشتباهي شده است؟
يک چيز خيلي خيلي بد. شايد با ماشين شما تصادف کرده!
نشانه شماره 4
قيافه
کدام قيافه؟ قيافه اي که او را عصباني نشان مي دهـد - يـک عـصـبـانيت بسيار شديد. نوعي عصبانيت که مي گويد " من در مورد هر چيزي که دروغ گفتم يا خواهم گفت حق دارم ". اين نشانه، نوع دگرگون شده نشانه شماره 2 مي باشد.
راه کار چيست؟
مردها کار زيادي در مورد زنهاي عصباني از دستشان بر نمي آيد. هر نشانه اي در مورد دروغ مي تـوانـد بـاعث بروز عصبانيت، برانگيخته شدن احساسات و ايجاد صدمات گردد. در مورد اينکه او مرتکب اشتباهي نشده است صحبت کنيد.
آيا مردها درمانده هستند؟
بله.
توصيه ابليس : اين مقاله را جدي نگيريد
مطمئن هستم که تعدادي از دوستان خواهند گفت که به دليل طولاني بودن مقاله تمام آنرا نخوانده اند ولي اين موضوع اصلا اهميت ندارد چون من بيشتر براي خودم مينويسم تا ديگران.
حال براي اينکه دوستان عجول ناراحت نشوندمقاله را خلاصه ميکنم و نتيجه گيري :
زنها از دروغگويي متنفرند، آنها فقط در صورت لزوم مبادرت به اين کار مي کنـنـد. مـردها عـاشقش هستند چـون روي اشـتـبـاهات بزرگشان سرپوش مي گذارد. زنها مانند افراد حرفه اي دروغ ميگويند؛ مردها آماتور وار.
چيزي تغيير خواهد کرد؟ آيـا مردها خواهند توانست همانند زنها دروغ بگويند؟ نه. نياز به تـمريـن و کـار بسيار دارد. آيا لازم است بخشي از اين مقاله را جدي بگيـريد؟ خير. شما بايد اين مـقـاله را تنها بعنوان نگرش دروني ذهن زنان درنظر بگيريد و با چشمک زدن آنرا بخوانيد. يک نوشته سبک و بامزه به هيچکس صدمه اي نخواهد زد.
همين .
شب خوش












